سلام

هرچه زیباییست از جايي آمده ،


 نامش خداست او زیباترین است


 

شما را دوست داردوقلبش براي شما مي تپد 

  برای دیدن فهرست مطالب به

 آرشیو موضوعی(کنار صفحه) مراجعه کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 

 
 
 
نقد  و بررسی نظر ات مختلف پیرامون نزدیکی ظهور

مقدمه

همواره در بین عالمان پیرامون  مسائل مختلف اختلاف بوده و 

وجود اختلاف دلیل بر بطلان اصل یک ماجرا ندارد

مثلا راجع به زمان عید فطر اختلاف هست اما نمی توان گفت اصل عید فطر باطل 

است.

راجع به بحث دوری ویا نزدیکی ظهور چند نظر موجود است

 و اگر نظری بر مبنای اصول باشد این نظر محترم است  و نباید از طرف   

هیچکدام از گروهها چه موافق و چه مخالف به معتقدان آن نظر توهین شود

  و هر کس باید بین خود و خدا جوابگو باشد که چرا به این نظریه

 معتقد است آیا تقلید کرده و یا نه از راهی دیگر قطع (یقین ) پیدا کرده و

 عالمان خود بهتر می دانند که در افراد عادی یقین افراد برای آنها حجت می باشد 

در اینجا نظر عالمان پیرامون نزدیکی ظهور را بررسی می کنیم

1- شاید ظهور نزدیک باشد اما هرگونه تطبیق  و مصداق یابی اشتباه می باشد.

اشکالات این نظر:

الف این گروه روایات را به فراموشی سپرده اند و برای این سوال جوابی 

ندارند

 که چرا اهل بیت علیهم السلام  علائم ظهور را گفته اند.

البته ممکن است بگویند برخی روایات ظنی است و در اعتقادات ما یقین لازم داریم

پاسخ:

 اولا: واقع شدن این علائم خود دلیل  و سندی بر صدق آن روایات می باشد
 

به عنوان مثال در روایات آمده :


 مردی از قم قیام می کند و حکومت تشکیل داده وقبل از ظهور رهبر ایران سیدی 

خراسانی با دستی نشانه دار خواهد بود که در زمان او حاکم عربستان عبدالله

 خواهد بود و در همان زمان مردم عرب علیه حاکمان (چند کشور با هم ) خود قیام

 می کنند .

حال سوال این است که چند درصد ممکن است این امور و تطبیق آنها با روایات

تصادفی باشد

 ثانیا : سخن عارفا ن بزرگ نیز می تواند دلیل صحت این دسته از روایات باشد 

خصوصا که بعضی از آنها با حضرت را دیده اند

 

برخی از این عارفان عبارتند از:


امام خمینی رحمه الله

علامه قاضی طباطبائی رحمه الله

آیه الله بهجت رحمه الله

آیه الله سید علی خامنه ای (رهبر انقلاب)

آیه الله ناصری حفظه الله ( البته ایشان بعضی مطالب سی دی مخالفند و 

الا خود جزء مبشرانند)

آیه الله مکارم حفظه الله ( البته ایشان بعضی مطالب سی دی مخالفند و 

الا خود جزء مبشرانند)

آیه الله کورانی حفظه الله

آیه الله صدیقی امام جمعه تهران حفظه الله

آیه الله حائری از مراجع حفظه الله

آیه الله حائری شیرازی امام جمعه سابق شیراز حفظه الله

آیه الله علم الهدی حفظه الله (البته ایشان گفته اند من به طور رسمی نگفتم که

 رهبری سید خراسانی است یعنی به طور غیر رسمی گفتن و اعتقاد دارند)

 

ثالثا: راه رسیدن به درستی  یک روایت تنها بررسی سند نیست بلکه 

راههای دیگری هم موجود است

 

ب- هیچ رواییتی بر حرمت مصداق یابی وجود ندارد و حتی تعداد زیادی

 از علما سعی در این کار کرده اند

 
ج- رویاتی هم که می گوید تعجیل نکنید می گوید عجله نکنید نه آنکه روایات علائم ظهور را به فراموشی بگذارید
 

و اما بدا ء در اخبار اهل بیت واقع نمیشود و الا با اعتقاد به به بدا روایات علائم 

سود خود را از دست می دهد یعنی حتی ممکن است بداء شود و قیام مردی از قم و

 سید خراسانی گمراهی باشد نه هدایت

آری اهل بیت فرموده اند آنجایی که احتمال بداء بوده را بیان نکرده ایم 

اصول كافى: 1/147بحار الانوار: 10/117و 4/97و4/118 
2- ما در ظهور صغری قرار داریم ولی مصداق یابی اشتباه است
 
اشکالات این نظر:
 

 الف - هیچ روایایتی بر حرمت مصداق یابی وجود ندارد و حتی تعداد زیادی از 


علما سعی در این کار کرده اند

 

ب- اگر مصداق یابی غلط است شما از کجا فهمیدید که در ظهور صغری قرار 


داریم لابد بعضی از مصادیق راتشخیص داده اید

ج- اگر در ظهور صغری هستیم بسیاری از مصداق طبق روایات یقینی خواهد شد 

مثل قیام  امام خمینی و سید خراسانی بودن رهبری و عبدالله پادشاه عربستان و یا

 قیامهای مردم عرب علیه حاکمان خود ...

 
3- ما در ظهور صغری قرار داریم و مصداق یابی هم درست است اما احتمالی
 
اشکالات این نظر:
 

الف- اگر کسی ازپیشبینی و سخنان عارفان بزرگ  و بررسی روایات  ( چیدن علائم 


کنار هم ) به یقین رسید که دقیقا مصداق چه کسی است آیا باز هم باید بگوید احتمالا و

 یا نه جور دیگر باید برخورد کند.

 

4.  ما در ظهور صغری قرار داریم و مصداق یابی هم درست است اما برای 

خواص زیرا ممکن استمردم گمراه شوند و یا دشمن سوء استفاده کند .

 
 
اشکالات این نظریه :
 

 اولا: در صورت یقین دیگر احتمال گمراهی وجود ندارد


ثانیا: در هیچ روایتی نیامده که بیان علائم ظهور مخصوص خواص است و علما 

آنها را به مردم نگویند و مردم  آنها رانبینند و نشنوند

ثالثا: دشمن سالهاست که راجع به مهدویت و علائم ظهور تحقیق می کند و دیگر 

نمی توان این ماجرا را مخفی کرد

و او نیز مانند فرعون در جریان قتل حضرت موسی علیه السلام  هیچ غلطی نمی 

تواند بکند

 

5- ما در ظهور صغری قرار داریم و مصداق یابی هم درست است اما تعیین وقت غلط است

 

ظاهرا اگر مقدمات بالا را قبول کریم تعیین وقت به خودی خود اشکالی ندارد 


و روایاتی هم که گفته اند تعیین کنندگان وقت کذابند مربوط می شود به قبل علائم حتمی

 

6- ما در ظهور صغری قرار داریم و مصداق یابی هم درست

 است اما روایتی که بشود با آن وقت را دقیق مشخص کرد

 نداریم 

 
 
 
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 

آیة الله خامنه ای همان سید خراسانی در روایات

حضرت آیت الله العظمی امام سید علی حسینی خامنه ای (حفظه الله و قلوبنا فداه)
 ان شاءالله آخرین زعیم مذهب شیعه در غیبت کبری است و ما امیدواریم در 
آینده ی نزدیک پرچم این انقلاب را به صاحب اصلی آن تحویل دهند.

بيش از دهها روايت به طور مستقيم و غيرمستقيم به حضور سيدخراساني و خروج او از مشرق زمين اشاره دارد كه ما در اين مقاله بخشي از آن را ذكر كرده ايم ،

  1. «گويا دو نفر حسنى و حسينى را مى‏بينم كه پرچم را برافراشته‏اند و حسنى پرچم خود را بحسينى تسليم مى‏كند» و مردم هم با وى بيعت مى‏كنند. مردمي از مشرق خروج مي كنند و براي حضرت مهدي زمينه سازي مي كنند.
  2. منتخب الاثر-ص 304 ، الزام الناصب ص 253 ، الملاحم و الفتن ص 43 
  3. آنگاه خداوند مرد نيرومند عجمي را بر آنها مسلط مي كند كه از منطقه اي برمي خيزد كه سلطنت از آن آغاز شده است(يعني از خراسان ) وارد شهري نمي شود جز اينكه آن را مي گشايد ، پرچمي بر عليه او برافراشته نميشود جز اينكه سرنگون مي شود ، نغمه اي بر عليه او ساز نمي شود جز اينكه آنرا نابود مي سازد ، واي بر كسيكه با او درگير شود ، اوهمچنين پيش مي رود و پيش مي تازد و هر روز پيروزي جديدي به دست مي آورد تا همه پيروزي هايش را به مردي از عترت من تقديم كند كه به سوي حق فرا مي خواند و به آن عمل مي كند.غيبت نعماني ، ص 132، بشاره الاسلام ص 47 و 79 ملاحم و الفتن ص 29
  4.  اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايند: «سفياني و صاحبان پرچم‌هاي سياه با يكديگر روبرو مي‌شوند در حالي كه ميان آنانجواني(جوانمردي) از بني‌هاشم است كه در كف دست راستش، خال (خلل)است و در پيشاپيش لشكريان او، شخصي از قبيلة بني تميم به نام شعيب بن صالح قرار دارد».ابن حماد، فتن، ص 86.
  5. جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: جواني(جوانمردي) از بني هاشم از خراسان با پرچم های سياه قيام مي کند که در کف دست راست او خالی(خللی)است و پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفيانی می جنگد و آنها را شکست ميدهد
    الملاحم و الفتن باب97 ص52
  6. آنگاه سيد حسنى آن جوان(جوانمرد) زيبا از طرف سرزمين ديلم(فارس) خروج كرده و با صداى رسا صدا ميزند: اى آل احمد! دعوت آن كس را كه از غيبتش متأسف بوديد.اجابت كنيد اين صدا از ناحيه ضريح پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بلند مى‏شود پس گنجهاى خدا از طالقان او را پذيره ميشوند. آنها گنجهائى هستند اما چه گنجى كه نه طلا و نه نقره است بلكه مردانى هستند كه ايمانى فولادين دارند، و بر اسبهاى چابك سوار و اسلحه بدست گرفته و پى در پى ستمگران را كشته تا آنكه وارد كوفه ميشوند و در آن موقع اكثر روى زمين را از لوث وجود بيدينان صاف كرده‏اند. آنها كوفه را محل اقامت خود قرار ميدهند. چون خبر ظهور مهدى عليه السّلام باو (سيد حسنى) و اصحابش ميرسد، اصحابش باو ميگويند: اى پسر پيغمبر! اين كيست كه در قلمرو ما فرود آمده؟
  7. سيد حسنى ميگويد: با من بيائيد تا ببينم او كيست و چه مى‏خواهد. بخدا قسم سيد حسنى ميداند كه او مهدى است و او را مى‏شناسد، ولى براى اين ميگويد كه باصحابش بشناساند كه او كيست.سيد حسنى بيرون مى‏آيد تا بمهدى ميرسد و از وى مى‏پرسد: اگر تو مهدى آل محمد هستى عصاى جدت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و انگشتر و پيراهن و زرهش موسوم به «فاضل» و عمامه مباركش بنام «سحاب» و اسبش «يربوع» و «عضباء» شترش و «دلدل» قاطرش و «يعفور» الاغ آن سرور و اسب اصليش «براق» و قرآنى كه امير المؤمنين جمع- آورى كرده كجاست؟ «1» مهدى عليه السّلام تمام اينها را بيرون آورده به سيد حسنى نشان ميدهد آنگاه عصاى پيغمبر را گرفته و بسنگ سختى ميزند، في الحال سنگ مانند درخت سبز مى‏شود؛ و شاخ و برگ در مى‏آورد. مقصود سيد حسنى اينست كه بزرگوارى مهدى عليه السّلام را باصحاب خود نشان دهد تا حاضر شوند با وى بيعت كنند. آنگاه سيد حسنى عرض ميكند: اللَّه اكبر! يا ابن رسول اللَّه! دست مباركت را بده تا با شما بيعت كنيم، مهدى هم دستش را دراز كرده و حسنى نخست خود و سپس ساير لشكريانش با وى بيعت مى‏كنند.. مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1165

 نسب آیت الله خامنه ای:

 به حضرت سلطان سید محمد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد می شود می رسد .

ایشان به دلیل ظلم و جور عباسیان به مناطق مرکزی ایران و تفرش ، آشتیان و فراهان می آیند و از سوی مردم آن مناطق مورد استقبال قرار می گیرند ولی مأموران عباسی در تفرش ایشان را دستگیر و شهید می کنند و هم اکنون مزار ایشان در میقان اراک قرار داد .

سید محمد فرزند سید محمدتقی ، فرزند سید میرزا علی ، فرزند سید میرزا اکبر ، فرزند سید فخرالدین از شجره مبارک حضرت سلطان سید محمد است که از تفرش به آذربایجان مسافرت می کنند و در شهر خامنه – 80 کیلومتری شمال غربی تبریز – ساکن می شوند .

بعد از وی سید حسین ، فرزند سید محمد در خامنه مشغول هدایت و ارشاد مردم می شود و البته به نجف اشرف سفر می کنند و در آنجا به درس و بحث اشتغال می ورزند . ایشان جد حاج سید علی خامنه ای بودند .

 سید جواد فرزند سید حسین و پدر مقام معظم رهبری – که با شهرت خامنه ای شناخته می شود – در نجف اشرف در خانواده ای روحانی ، در سال 1273 شمسی متولد شد . در سه سالگی همراه پدر به تبریز می آیند و در محله " خیابان " سکنی برمی گزینند .

 وی در نوجوانی شاهد ماجراهای مشروطیت بود ، مخصوصا اینکه شوهر خواهرش " شیخ محمد خیابانی " رهبری بخش بزرگی از جریان مشروطه خواهی را در شمال غرب ایران رهبری می کرد و بطور بدیهی تمام خانواده را درگیر این جریانات ساخته بود . 

آقا سید جواد خامنه ای در جوانی سفری به عتبات و سفر دیگری به مشهد کرد و در همین سفر آخر ، جذب معنویت و صفای علمای مشهد و هم جواری با امام همام موسی الرضا (ع) شدند و تصمیم به اقامت در مشهد گرفتند .

وی ابتدا نه ماه و سپس 9 سال در مشهد ساکن شد و از حضور علمای بزرگی چون " آیت الله آقازاده خراسانی " و " آیت الله حاج آقا حسین قمی " استفاده کردند . 

 همسر حاج سید جواد و مادر حضرت آیت الله خامنه ای ، دفتر آیت الله سید هاشم میردامادی و نجف آبادی ، از علمای برجسته نجف آباد اصفهان بودند . آیت الله سید هاشم میردامادی متولد 1303 ه ق در نجف اشرف بودند که ایشان سال 1210 ه ش به مشهد رفتند و در سال 1314 به علت سخنرانی تند علیه رضاخان به سمنان تبعید شدند . وی در سال 1339 ش دوباره به مشهد بازگشتند و به تفسیر قرآن در گوهرشاد پرداختند . ایشان در سن 77 سالگی و به علت بیماری فوت کردند و در جوار امام رضا به خاک سپرده شدند .

 نسبت آیت الله میردامادی با سی واسطه به ابوالحسن محمد دیباج ، فرزند امام صادق (ع) می رسد .


برخلاف عده اي كه فكر مي كنند مقام معظم رهبري(مدظله) متولد خامنه آذربايجان است ، معظم له متولد مشهد مقدس مي باشند

               


از زبان حاج آقای صدیقی


ایشان فرمودند: که قبل از انقلاب و قتی حضرت آقا جوان بودند همراه شهید هاشمی نژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در شهر رشت در مورد این که آیا شخص عالم و عارفی هست که برای کسب فیض به دیدار ایشان بروند از مردم سوال میکنند، نشانی شخصی به نام "آقا سید صفی" را به آقا میدهند که گویا دارای کراماتی بودند، حضرت آقا به همراه شهید هاشمی نژاد قصد دیدار آقا سید صفی را میکنند و به آن نشانی میروند که نشانی منزلی بوده، وقتی وارد منزل میشوند آقا سید صفی را در حالی که عده ای شیخ و مرید دور ایشان حلقه زده بودند میبینند (این نکته را یادآور میشوم که حضرت آقا هیچ آشنایی قبلی با ایشان نداشتند و ایشان هم آقا را نمیشناختند، هنوز انقلاب نشده بوده و کسی هم حضرت آقا را حتی به اسم نمیشناخته) هنگامی که چشمان آقا سید صفی به حضرت آقا می افتد بلند میشوند و با حالت استقبال به طرف آقا می آیند و آقا را اینگونه خطاب میکنند که "مرحبا به سید حسنی"، حضرت آقا میفرمایند که من سید حسینی هستم نه حسنی، آقا سید صفی اشاره میکنند که مادر شما سید حسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستید. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت میشوند و اشاره میکنند که شما در آینده مقامی پیدا میکنید که امور این مملکت تحت امر شماست، حضرت آقا هم میپرسند که شما که از آینده من گفتید آینده خودتان را هم میدانید؟ که آقا سید صفی با تامل و درنگ میگوید من و همسرم یک سال دیگر بیشتر زنده نیستیم...  یکسال دیگر که حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند ماجرای تصادف خونینی را در روزنامه میخوانند که نام آقا سید صفی نیز در بین کشته شدگان بوده.


مدتها بعد که شهید رجایی به شهادت میرسد، شهید هاشمی نژاد به دیدار آقا می آیند و به ایشان پیشنهاد میدهند که برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی کنند که آقا میفرمایند من نمیتوانم و در ضمن امام هم مخالف حضور روحانیت در عرصه سیاست هستند، که شهید هاشمی نژاد به نبود فرد غیر روحانی وارد و آگاه و مطمئن اشاره میکنند و به حضرت آقا میگویند که شما اعلام آمادگی کنید و من با امام صحبت میکنم، و بعد از اینکه آقا به ریاست جمهوری میرسند شهید هاشمینژاد به آقا ماجرای آقا سید صفی و آن پیشگویی را یادآور میشوند، البته حاج آقای صدیقی فرمودند که ایشان شهید شدند و نبودند که ببینند منظور آن عارف، به ولایت رسیدن حضرت آقا بوده و نه رئیس جمهور شدن ایشان.


- حضرت آقای صدیقی این ماجرا را با یک واسطه از شهید هاشمی نژاد نقل کردند و فرمودند در جمعی از مقام معظم رهبری صحت این ماجرا را جویا شدند و حضرت آقا نیز تایید کردند.


- قبل از نقل این ماجرا، صحبت حاج آقا در مورد این بود که عده ای معتقدند سید حسنی که در روایات از ایران به یاری امام زمان میرود حضرت آقای خامنه ای هستند.





 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 


   نبی ای می اید

 وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او(یحیا) سؤال کنند که تو کیستی که معترف شد و انکار ننمود بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستمآنگاه از او سؤال کردند پس چه آیا تو الیاس هستی گفت نیستم آیا تو نبیّ هستی جواب داد که نی آنگاه بدو گفتند پسی کیستی تا به آن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم درباره خود چه میگوئی گفت من صدای ندا کننده در بیابانم که راه خداوند را راست کنید چنانکه اشعیاء نبیّ گفت و فرستادگان از فریسیان بودند پس از او سؤال کرده گفتند اگر تو مسیح و الیاس و آن نبیّ نیستی پس برای چه تعمید میدهی)یوحنا 19:1-25) 

---

  و وقتي خود مسيح نبوت خود را اعلام ميكرد مردم در باره وي به ترديد افتادندگفت درباره روح كه هر كه به او ايمان آرد او را خواهد يافت زيرا كه روح‏القدس هنوز عطا نشده بود چون كه عيسي تا به حال جلال نيافته بود آنگاه بسياري از آن گروه چون اين كلام را شنيدند گفتند در حقيقت اين شخص همان نبيّ است و بعضي گفتنداو مسيح است یوحنا 7/40)


    ----

  این متنها به وضوح نشان میدهد که یهودیان زمان ظهور مسیح منتظر دو شخصیت بودند یکی مسیح و دیگری آن نبی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 
پیامبری با نام «فارقليط»  خواهد آمد

«فارقليط» = «ستوده» «محمد»  

در انجيل يوحنا در باب هاى 14 و 15 و 16 حضرت مسيح از آمدن شخصى پس از خود به نام «فارقليط» خبر داده است

عبارات انجيل: 

  «اگر شما مرا دوست داريد، احكام مرا نگاه داريد و من از پدر خواهم خواست تا «فارقليط» ديگرى به شما بدهد، تا ابد با شما خواهد ماند.

 او روح حق و راستى است كه جهان نمى تواند او را قبول كند: زيرا كه او را نمى بيند و نمى شناسد، امّا شما را مى شناسد، زيرا كه نزد شما مى ماند و در شما خواهد بود». «من اين سخن ها را به شما گفته ام وقتى كه با شما بودم، لكن آن «فارقليط» كه پدر او را به اسم من خواهد فرستاد، شما را هر چيز خواهد آموخت و هر چيز من به شما گفته ام به ياد شما خواهد آورد». «حالا قبل از وقوع به شما خبر دادم تا وقتى كه واقع گردد ايمان آوريد. » انجیل یوحنا / باب 14

 چون آن فارقليط كه من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، روح راستى كه از اطرف پدر مى آيد او درباره من

شهادت خواهد داد»..انجیل یوحنا / باب 15 

 «راست مى گويم كه شما را مفيد است كه من بروم اگر من نروم آن فارقليط نزد شما نخواهد آمد امّا اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد و او چون بيايد جهانيان را به گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد ساخت: به گناه، زيرا كه بر من ايمان نمى آورند ، به صدق زيرا كه نزد پدر خود مى روم، و شما مرا ديگر نمى بينيد، به انصاف زيرا كه بر رييس اين جهان حكم جارى شده است و ديگر چيزهاى بسيار دارم كه به شما بگويم ليكن حالا نمى توانيد متحمّل شد، امّا چون او بيايد او شما را به تمامى راستى ارشاد خواهد داد زيرا كه او از پيش خود سخن نخواهد گفت، بلكه هر آنچه مى شنوند خواهد گفت. و شما را از آينده خبر خواهد داد و مرا تمجيد خواهد نمود،زيرا كه او آنچه از آن من است خواهد يافت و شما را خبر خواهد داد. هرچه از آنِ پدر است از من است از اين جهت گفتم كه آنچه از آن من است مى گيرد و به شما خبر مى دهد». انجیل یوحنا / باب 16 

بررسی عبارت

 در ميان علما و مفسّرين انجيل مسلّم بود كه «فارقليط» همان پيامبر موعود است. 

حتّى گروهى ازاين مطلب سوء استفاده كرده و خود را «فارقليط»   موعود معرّفى نموده اند. 

مثلا: «منتسر» كه مرد رياضت كشى بود و در قرن دوّم ميلادى مى زيست، در سال 187 در آسياى صغير مدّعى رسالت گرديده و گفت: من همان فارقليط هستم كه عيسى از آمدن او خبر داده است و گروهى از وى پيروى كردند.««. انيس الاعلام، ج 2، ص 179، نقل از تاريخ «ليم ميور» كه در سال 1848 چاپ شده است.»»

علايم  بیان شده می گوید  منظور از «فارقليط» جز پيامبر موعود نخواهد بود

 الف- حضرت مسيح سخن خود را چنين آغاز كرد: «اگر شما مرا دوست داريد، احكام مرا نگاه داريد و من از پدرم خواهم خواست تا «فارقليط» ديگرى به شما بدهد.» کلمه فارقليط» ديگرى آمدن پیامبر بعدی  را بشارت می دهد

و همچنین حضرت مسيح در آيه 29 از باب 14 در اين قسمت پافشارى كرده و فرمود: «الان قبل از وقوع به شما گفتم تا وقتى كه واقع گردد ايمان آوريد»

ب - «هر چيز من به شما گفته ام به ياد شما خواهد آورد» (14:26)

 روح راستى كه از طرف پدر مى آيد، درباره من شهادت خواهد داد». (باب - 15، جمله 26( این عبارت کاملا روشن می کند که کسی که به یاد آنها می آورد غیر مسیح است 

ج - «اگر من نروم فارقليط نزد شما نمى آيد.» (15:7) او آمدن «فارقليط» را مشروط به رفتن خود كرده است و اگر مقصود «روح القدس» باشد نزولش بر خود او و بر حواريين مشروط به رفتن او نبوده است.

 زيرا به عقيده مسيحيان روح القدس بر حواريّون كه حضرت مسيح خواست آنان را براى تبليغ به اطراف بفرستد، نازل گرديد. متى، باب 10:29، ولوقا، باب 10:17. 

 بنابر اين، هيچ گونه نزول او مشروط به رفتن مسيح نبوده است ولى اگر بگوييم مقصود پيامبرى است صاحب شريعت - آن هم شريعت جهانى - در اين صورت آمدن او مشروط به رفتن حضرت مسيح و منسوخ گشتن آيين او خواهد بود.

 د- اثر نزول «فارقليط» سه چيز معرّفى شده است: «جهان را به گناه و صدق و انصاف ملزم  می کند ««.

در بسيارى از اناجيل قديمى، به جاى «ملزم» توبيخ آمده است و جمله دوّمى روشنتر و مناسبتر است،  برخى از مفسّران و نويسندگان مسيحى وقتى به اين جمله مى رسند و مى بينند كه هرگز اين جمله با روح القدس تطبيق نمى كند، با نهايت تعجّب مى گويند منظور از رييس جهانيان، همان شيطان است كه مردم را به گناه ملزم مى سازد و گواه اين مطلب اين است كه حضرت مسيح در آيه 30 فرمود: رييس جهان مى آيد و در من حصّه اى ندارد يعنى بر مسيح غلبه نمى كند. اين تفسير جز يك فكر شيطانى چيزى نيست; زيرا به فرض اين كه يك چنين رييس جهانيان مردم را به گناه ملزم مى سازد، چگونه به صدق و انصاف الزام مى نمايد؟»» مى دانيم طبق عقيده مسيحيان «روح القدس» پنجاه روز پس از مصلوب شدن عيسى بر حواريّون نازل گرديد و هرگز آنها را ملزم به گناه و صدق و انصاف ننمود، و از ذيل آيه استفاده مى شود كه او بر منكران ظاهر مى گردد نه بر حواريّون كه هرگز حضرت مسيح را تكذيب نمى كردند.  ولى اگر بگوييم مقصود پيامبر موعود اسلام است، تمام اين امتيازات در وجود شريف او جمع مى باشد.

       هـ- «فارقليط درباره من «مسيح» شهادت خواهد داد.» (15:26( «شما را از آينده خبر خواهد داد و مرا تمجيد خواهد نمود.» (16: 13( شهادت بر حضرت مسيح حاكى است كه وى روح القدس نيست زيرا حواريّون نيازى به تصديق او نداشتند و همچنين منظور از اين كه به او جلال خواهد بخشيد ستايش و تعريف هايى است كه پيامبر موعود درباره حضرت مسيح انجام داد و آيين او را تكميل كرد دقّت در اين قراين مى تواند ما را به حقيقتى كه محقّقان اسلام به آن رسيده اند رهنمون گردد، البتّه قراين منحصر به آنچه گفته شد نيست; بلكه با دقّت بيشتر مى توان قراين ديگرى به دست آورد.

در دايرة المعارف بزرگ فرانسه، جلد 23، صفحه 4174 دارد که : «كلمه محمّد به معناى بسيار حمد شده است و از ريشه مصدر حمد  كه به معناى تمجيد و تجليل است مشتق گرديده. بر حسب تصادف  عجيب، نام ديگرى كه از همان ريشه حمد است مترادف كامل لفظ محمّد مى باشد و آن احمد است كه احتمال قوى مى رود عيسويان  عربستان، آن لفظ را براى تعيين فارقليط به كار مى برند; احمد يعنى بسيار ستوده شده و بسيار مجلّل، ترجمه لفظ پريكليتوس است  كه اشتباهاً لفظ پاراكليتوس را جاى آن گذاردند»

 araclete            يا         peraclete

 زبان رايج حضرت عيسي آرامي بوده نه يوناني • 

 •در زبان آرامي ازكلمات مَحمِدَه و حَميدَه استفاده شده كه عيناً معادل احمد و محمد در زبان عربي و واژه پريقليط در زبان يوناني است • 

 •پاراقليطوس در اصل پريقليطوس بوده كه به معني احمد و محمد در زبان عربي است . 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 
ماد ماد و دوازده پیشوا از نسل وی 

 و اما در خصوص اسماعیل تو رااجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم دوازدهرئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم (پیدایش20:17)

متن عبری: ולישמעאל שמעתיך הנה ברכתי אתו והפריתי אתו והרביתי אתובמאד מאד שנים־עשר  נשיאם יוליד ונתתיו לגוי גדול  

׃ تلفظ انگلیسی: 17:20 VLYShM'y'aL ShM'yThYK HNH BUrKThY 'aThV VHPhUrYThY 'aThV VHUrBYThY 'aThV BM'aD M'aD ShNYM-'yShUr NShY'aM YVLYD VNThThYV LGVY GDVL. 

  ترجمه انگلیسی: King James Version 17:20 And as for Ishmael, I have heard thee: Behold, I have blessed him, and will make him fruitful, and will multiply him exceedingly; twelve princes shall he beget, and I will make him a great nation. 

  در متن اصلی که به زبان عبری است نامی ذکر شده که مترجمین آن را ذکر نکرده اند و آن بمادماداست.


ترجمة دقیق تر عبارت چنین است 


و اما در خصوص اسماعیل تو  را اجابت فرمودم


 اینک او را برکت داده بارور و بزرگ می گردانم


 بماد ماد و دوازده رئیس (پیشوا) که از نسل او


 خواهد بود . 


  در این بشارت به روشنی از برکت خداوند به اسماعیل و ظهور ماد ماد (یا  بماد ماد)و دوازده پیشوا از نسل  

خبر داده شده است در این عبارت از ماد ماد سخن به میان آمده است و تطبیق آنبر پیامبر اکرم با کمی دقت و 

   بیان چند نکته روشن می شود      

     اول: در زبان عبری و به طور کلی درمیان یهودیان یکی مهمترین شیوه ها و راهکارهای پیشگوئیها استفاده از

علم اعداد بوده است و ایشان استدلالهای خود را بیشتر بر پایة این علم قرار داده بودند  

 دوم: به طور کلی دو احتمال درتلفظ صحیح این نام وجود دارد و در هر دو صورتبه روشنی با پیامبر اسلام  

 مطابقت دارد.

- «ماد ماد» که صرف نظر از شباهت ظاهری کلمة ماد ماد و محمد میگوئیم بدون شک در فرزندان اسماعیل  هیچگاه شخصیت همچون پیامبراکرم بر نخواسته است و جالب آنکه از نسل پیامبر و به تصریح خود آن بزرگوار دوازده امام و پیشوا بر خواسته است   که این دقیقآ همان وعدة خداوند به ابراهیم است .

2 - «بماد ماد» به این شکل که بگوئیم چون در زبان عبری هر گاه دو باء در یک کلمه جمع شود باء اول را حذف  میکنند در اینجا نیز اصل عبارت چنین بوده ببماد ماد و باء اول را طبق قواعد زبان عربی حذف کرده اند .

 که در اینصورت نیز میگوئیم جایگاه علم اعداد  بر کسی که مختصری با یهود و زبان و فرهنگ ایشان آشنا باشد پوشیده نیست بگو نه ای که از قدیم الایام که و دانشمندان یهود همیشه با تکیه بر علم اعداد پیشگویی می نمودند.

  کلمة بماد ماد دقیقاً مطابق باکلمة محمد است و هر دو مطابق با عدد 92 میباشند. 

        بماد ماد :  ب=2، م= 40 ، ا=1 ، د= 4 ، م=40 ، ا=1 ، د=4 ، جمع= 92  

محمد : م=40 ، ح=8 ، م=40 ، د=4 ، جمع= 92  

نتیجه:با ملاحظة عبارت و اینکه شخص مذکور فقط از اولاد اسماعیلاست و با توجه به اینکه در فرزندان اسماعیل شخصیت دیگری که این بشارت قابل تطبیق بر او باشد نیامده است و با ملاحظة اینکه عدد این دو اسم دقیقاً  یکی است به روشنی و با قا طعیت این بشارت را منطبق بر پیامبر اکرم می دانیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 
پیامبری از جبل فاران می آید 

و این است برکتی که موسی مرد خدا قبل ازوفاتش به بنی اسرائیل برکت داده گفت یهوه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمودو از جبل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و از دست راست او برای ایشانشریعت آتشین پدید آمد (تثنیه 1:23 3)   

 در این آیات خداوند به خو رشید تشبیه شده است حضرت موسی در این جملات به ظهور سه پیامبر بزرگ الهی اشاره میکند .

 سینا محل بعثت حضرت موسی است سعیر مکانی است که حضرت عیسی به نبوت رسید و در فاران بود که  

 حضرت محمد به پیامبری بر انگیخته شد .

  -------------

در سفر تکوین 13:25 -18آمده است این است نامهای پسران اسماعیل .....وایشان از حویله تا شور که مقابل مصر بسمت اشور واقع است ساکن بودند ....

حویله تا شور= ؟

     از این آیات مشخص می شود که شور منطقه ای بین مصر و عراق (آشور) و در شمال جزیره العرب قرار دارد  

  نام حویله در کتاب مقدس پیدایش 29:10 آمده است  

حویله کیست و قوم و قبیلة او در کجا بوده اند :  

  در پیدایش 26:10 -30 آمده است و یقطان الموداد و شالف و حضرموت و یارحرآورد و هدورام و اوزال و دقله راو عوبال و ابیمائیل و شبا را و اوفیرو حویله و یوبابرااین همه پسران یقطان بودند و مسکن ایشان از میشا بود بسمت سفاره که کوهی ازکوههای شرقی است بدون شک دقله و سبا و حضرموت و آزال(نام قدیمی شهر صنعاء) همگی  درجنوب جزیره العرب و در کشور یمن قرار دارند در نتیجه حویله نیز که از برادران ایشان شمرده شده نیز در همین منطقه سکونت داشته است .   

جالب آنکه منطقة حویله در همین زمان کنونی نیز در منطقة حیمه و دریمن وجود دارد    

د ر  معجم کتاب مقدس ویکلیف dictionary ycliffe bible w نیز به همین مطلب اشاره شده و آمده است که اکثر محققین معتقدند منطقة حویله در شمال یمن قرار دارد دلیل ایشان نیز ارتباط این منطقه با حضرموت و سبا می باشد . از آنچه گفتیم روشن می شود که حضرت اسماعیل و فرزندان ایشان بین شور در جنوب اردن و حویله در یمن اقامت داشته اند که این منطقه همان حجاز می باشدومشهور ترین شهر و مرکز آن نیز مکه است

  از طرفی نیز می دانیم که حضرت اسماعیل در فاران اقامت داشته است پیدایش( 21:12) 

پس فاران در حجاز واقع شده است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 

lآسمانها ابتدا گاز بوده «وهی دخان» فصلت/ 41


 انبساط عالم : آسمانها در حال وسعت  مانند گل سرخي باز مي شوند «فَإِذَا انشَقَّتِ


 السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً الدِّهَانِ » الرحمن/ 37 و همواره آن را وسعت مي بخشيم «وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ» الذاريات/ 47 


 خاموشی ستارگان وخورشید( اصل ترمودینامیک)  إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَإِذَا النُّجُومُ 


انكَدَرَتْ *التکویر/1و2 •

 میان سيارات ستونهای نامرئی وجود دارد • •وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا »الحجر16 •


 تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا »الفرقان61 •


 حركت زمين (زمین مانند گهواره است ) •الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا طه /53 


 جَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ ﴿32﴾     


  آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم و[لى] آنان از [مطالعه در] نشانه‏هاى آن اعراض

مى‏كنند (32)با تحقیقات دانشمندان در قرن ۲۰ ثابت شد. جوی که اطراف زمین 

را فراگرفته است دارای عملکرد های حیاتی بسیار مهمی است. یک نقش آن حفاظت

 کردن زمین در مقابل شهاب سنگ های کوچک و بزرگ است تا به زمین برخورد نکنن

 کوهها میخ زمین : یعنی اولا ریشه دارند و ثانیا نقش میخ را  برای  پوسته زمین بازی

 می کنند   «وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا

  النبأ /7 • أَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ ... ﴿النحل/ ۱۵﴾   در زمين كوههايى 

استوار افكند تا شما را جنباند ...

•آب؛ منشاء حيات« وجعلنا من الماء کل شی حی »الأنبیا/30 •


جفت  بودن گياهان • «وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ» رعد / 3   •

بارور كردن باد(ما بادها را براى بارور اختن فرستاديم) «وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ »حجر/22 •

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 
1- خبر غلبه روم درکمتر از نه ماه، « وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ﴿3﴾ فِي بِضْعِ سِنِينَ... »روم /4

2 -خبر سالم ماندن بدن فرعون فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً (یونس /٩٢) 

باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و 
امروزه در معرض تماشای جهانيان است. 3- سوره قدر (حکومت بنی امیه دقیق هزار ماه بود)

4- خبرابتر شدن طعنه زن در سوره کوثر

 5- خبرپیروزی در جنگ بدر

6 - خبر فتح مکه 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست | 
قرآن معجزه زنده رسول خدا از چند جهت دارای اعجاز می باشد: 

الف:شخص امّي (درس نخوانده) چنين مطالب عالي را با چنين حجم بدونتناقض آورده است. 

ب : فصاحت, بلاغت و اسلوب قرآن.فوق قدرت بشر است و هنوز کسی مثل  آن نیاورده

. راه تشخیص این مسئله برعهده استادان فصاحت و بلاغت است و در آن زمان همه  حتی کافران هم

  این مطلب اقرار کرده اند و حتی قرآن را سحر می نا میدند 

 ج:عدم تناقض قرآن طي بیست و سه سال در حالی که گاهی وحی در شرایط سخت وارد شده 

د:اخبار غیبی در قرآن

ه - از اسرار عالم آفرينش صدها سال قبل خبر داده

و- اعجاز صوتی 

 ز- اعجاز عددي




+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوست |